عکس های مسافرت شهریور ۱۳۹۲
سلام گل پسر زیبای مامان
خدایا بابت همچین پسری روزی هزار بار شکرت 

آرتین شیطون کف ماشین مشغول بازی

سفرمون با یکم تغییرات شروع شد
خاله سمانه نتونست مرخصی بگیره و مامان جون و بابا حاجی و دایی علیرضا هم نتونستن بخاطر خاله سمانه بیان که حسابی جاشون خالی بود
قرار شد اول بریم آباده و بعد تهران و بعد هم مشهد ... که توی مشهد خان دایی و زن دایی آرام و النا بهمون ملحق میشدن
پسر مامان فوق العاده بودی مثل همیشه آقا و یه پسر خوب که اصلا اذیتمون نکردی توی سفر
البته خوب بعضی جاها خسته میشدی
ولی کم نق میزدی 

سفرمون از آباده خونه خاله کاترین و عمو علی و هلنای زیبا شروع شد و حسابی بهمون خوش گذشت
آرتین و هلنا مشغول الاکلنگ بازی
آرتین و هلنا مشغول سرسره بازی

یه روز خیلی خوب به همراه خاله کاترین و عمو علی و هلنا در اقلید
البته تا آخر شب یه لحظه تو هلنا از بازی خسته نشدین




هلنای زیبا و دوست داشتنی

عکس یادگاری آرتین و خاله کاترین و عمو علی و هلنای عزیز

بعد از اونجا راهی تهران شدیم
آرتین برای اولین بار رفت بالای برج میلاد



مشهد
آرتین برای اولین بار رفت زیارت امام رضا و با وجود اینکه یه رگ مشهدی داشت دیگه رسما مشهدی مشهدی شد


روتوش نیستاااااااااااااااا

فقط این وروجک مگه دست از بیسکویت خوردن بر میداشت؟!!!

پسر مامان حسابی شیطون شده بودی آخه فقط کافی بود راه بیفتی همچین با سرعت میرفتی که بابا تو یه صحن دیگه میگرفتت منم همش حرص میخوردم

راستی آرتین ۲۶ شهریور ۹۲ مصادف با تولد امام رضا (ع) مشهدی شد و رفت زیارت
خلاصه جاتون سبز یه دل سیر حرم رفتیم و حسابی دلمون وا شد
............................
آرتین و مامان بزرگ بابا ( ننه آقا )

اینم غذایی که مامان بزرگ بابا برامون درست کرده بود که نفهمیدیم چی بود ولی خیلی خوشمزه بود
جاتون خالی

بابا و آرتین توی حیاط مامان بزرگ بابا

اینم یه خواب راحت توی خونه مامان بزرگ بابا

آرتین در حال قام قام کردن


آرتین و بابا در حال قام قام کردن

۲۷ شهریور ۱۳۹۲ مصادف بود با ۷مین سالگرد تولد پرنسس النای عزیزمون که تولدشو توی هتل گرفتیم




آرتین و پرنسس النا

آرتین شیطون

آرتین و خان دایی و بابا


پرنسس زیبای عمه تولدت مبارک ایشالا ۱۲۷ ساله شی
راستی پرنسس النا امسال میره کلاس اول
......................
تو مسیر برگشت دوباره اومدی تهران تا واسه بابا تولد بگیریم



۳۰ شهریور ۱۳۹۲ تولد بابا مهدی بود
اینم کیکیه که عموها تدارک دیدن

آرتین شیطون من 


اینم کادوی من و شما به بابا

یادم رفت بگم شما ماشالا اینقدر رشدتون سریع شده و تند تند داری بزرگ میشی توی مشهد متوجه شدیم که کفشت برات تنگ شده و یه شماره بزرگتر واست کفش خریدیم
کفش به قول بابا نمره ۲۱ قدیمیت

کفش جدید نمره ۲۲

اینم خوش تیپ مامان


البته یادم رفت بگم دندون B بالا سمت چپ شما هم نیش زده و اولین گاز جانانه ۵ دندونیتو به پد پن کیک مامان زدی 

این بود ماجراها و عکس های سفرمون
وقتی برگشتیم پاسپورت شما هم اومده بود

الهی من فدات شم با این پاسپورتت

جزو جدید ترین کارهات بالا رفتن از همه چیهههههههه کمد کابینت و غیره
(هنوز موفق به گرفتن عکس نشدم )
و ایستادن روی خیلی چیزها مثل ماشینت


تازگی ها برای مامان اشپزی هم میکنی


پی نوشت ۱ : .: شاهزاده زیبای من " آرتین " تا این لحظه ، 1 سال و 1 ماه و 18 روز و 7 ساعت و 51 دقیقه و 52 ثانیه سن دارد :.
پی نوشت ۲ : از همه دوستان معذرت میخوام که پست جدیدو دیر گذاشتم
متاسفانه وقتی برگشتیم همچین یه نمه مسافرت از دماغمون در اوومد
اول طفلی آرتین دچار یه بیماری ویروسی شد و دو روز تهوع شدید و اسهال شدید
بعد مامان مریض شد که اینقدر فشارش پایین بود که مجبور شد سرم بزنه
و بعد هم بابا مریض شد... ولی خداروشکر الان همه خوبیم
۱۳۹۲/۰۷/۰۵
بعدا نوشت : سلام مجدد یادم رفته بگم سوغاتی واسه آرتین یه سجاده و جانماز واسش گرفتم که ایشالا باشه واسه دامادیش 

این انگشتر هم بابای آرتین واسم گرفته " شرف الشمس " که دادن واسم روش سوره " کوثر " رو نوشتن


خیلی دوستش دارم 
١٣٩٢/٠٧/٠٩



عکس های مسافرت شهریور ۱۳۹۲
